محمد مهريار
189
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
بامكوشك B mku S k نام ديهى است كوچك با دو خانوار و جمعيتى برابر 6 نفر كه در حال حاضر بايد جمعيت آن از اين هم كمتر باشد چونكه ملاك ما سرشمارى 1345 است و گفتهايم كه ديههاى نواحى ساحل كوير كمآب و قناتهاى آن خشك و مردم آن پراكنده مىشوند . « 1 » بههرحال اين ديه كوچك با نام بزرگ ، ديهى از دهستان برزاوند شهرستان اردستان بهشمار است . گمان دارم در هنگام گفتوگو از خود اردستان گفته باشيم كه اردستان و نواحى آن يكى از مراكز كهن زيستگاههاى قوم آريايى و ايرانى بوده است و اين نواحى با اسامى دلاويز و دلبند خود نشانهايى از سوابق همان تمدن كهن و فرهنگ ايرانى است . از جملهء آنها خود همين كلمه برزآوند است ، نام بلوك كه به تفصيل به ذكر آن خواهيم پرداخت . « 2 » به هر صورت بامكوشك كه ديهى صغير و حقير است نامى بزرگ دارد . اصلا وجود كلمهء « كوشك » كه در بسيارى از امكنهء ايران وجود دارد فورا بهخاطر مىآورد كه در روزگاران كهن در اين ناحيت كوشكى بوده ، يعنى قصرى باشكوه و نامبردار از آن مردى نامور كه نام كوشك با حذف نام مالك بر محل مانده است . از آن جمله است كوشك اصفهان و بسيارى ديگر . بنابراين در اين ناحيت هم به حكم همين قرينه اين تصور به ذهن مىآيد كه جزء دوم همان « كوشك » ناظر بهوجود كوشكى بوده از آن نامورى كه امروز جز نام كوشك چيزى از آن نمانده است . ناحيهء برزآوند اكثرا داراى نامهاى كهن و زيباست كه خود نشان قدمت محل است . همچنانكه گفتهايم در ناحيت اردستان لهجهء اردستانى مخصوصا در روستاها رايج است . در روى اين لهجه تحقيقاتى به عمل نيامده و آوانگارى از آن نشده است ، واژهشناسى آن نيز همچنان به انجام نيامده و به علت آنكه نواحى رو به شهرى شدن مىرود و يا رو به فنا به علت « قلت آب » ، لهجه هم رفتهرفته رو به نابودى مىرود . در اخلاق و آداب و كيفيت معيشت مردم هم همان حالت قناعت ، سرسختى ، پايدارى و اكتفا به منابع داخلى و نوع ساختمانهاى متناسب با هواى گرم و خشك نواحى كويرى وجود دارد . واژهشناسى : كلمهء « بام » جزء اول اين واژه به معناى صبح است و روى هم به معناى
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء م . آ . ا . ص 1 . در حال حاضر اين روستا متروكه شده است . ( 2 ) - ن . ك . به : همين كتاب ذيل عنوان برز .